مستند هری پاتر : جادوی حقیقت – فصل دوم قسمت اول ( تدبیر شوم )

 

 

هری پاتر جادوی حقیقت تدبیر شوم

هری پاتر جادوی حقیقت تدبیر شوم

بسم الله الرحمن الرحیم

هری پاتر قطعا پروژه ای بیش از یک داستان است، پروژه ای که با کمی تأمل در متن آن نه تنها میتوان به پندآموز بودنش شک کرد بلکه باید به فکر بدآموزی هایش نیز بود. فصل دوم جادوی حقیقت سعی میکند تا قطعات پازل این پروژه را کنار هم چیده و از قصاید ناخوشایند و مخفی آن پرده برداری کند. در “تدبیر شوم” مباحث “سرنوشت” و “هدف توجیه وسیله” بررسی می شود. قوانینی هرچند ساده که برای توجیه فجایع جهانی هم کافی هستند.

 

 

[تصویر:  info.png]
نام  : مستند هری پاتر : جادوی حقیقت – فصل دوم قسمت اول ( تدبیر شوم )
فصل: دوم
قسمت: اول
سازنده :استودیو نشانه 
زمان :  7:33
فرمت  : MP4
[تصویر:  recive.png]

لینک مستقیم

لینک غیر مستقیم

آپارات

 

نوشته شده توسط

12 نظر

  1. طرفدار

    دستتون درد نكنه فقط يه كم زود تر اين قسمتها رو رو سايت قرار بديد انقد فاصله ميفته كه يادمون ميره دنبال كنيم!!!
    يك كمي هم آرومتر صحبت كنيد و اينكه مطالب رو با طنز بگيد نه اينكه يه جمله ي طنز بگيد بعد يه مطلب.
    البته ممنون كه اجازه ي انتقاد ميديد!بازم ممنون خدا خيرتون بده كارتون عاااليه

  2. savajjad

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    به نظر من سرعت گفت و گو ها خوبه به شرطی که از اون ور زمان مستند کم نشه … اگه هم سرعت همینطوری بمونه هم زمان مستند دور و ور 15 دقیقه باشه هر قسمتش عالی میشه
    موفق باشید
    یا علی

  3. عماد

    دوستان عزیز
    خیلی ممنون از لطفتون
    میدونم زمان زیادی گذشته و متاسفانه باز هم باید صبر کنین، ولی قول میدم ارزششو داشته باشه

  4. احمد

    باسلام خدمت شما عزیزان
    ابتدا باید یک تشکر ویژه خدمت شما بزرگواران داشته باشم که توانستید حقایق زیادی را درباره هری پاتر و نویسنده آن آشکار کنید سپس باید یک تشکر خیلی بزرگتر در باره این داشته باشم که اثبات کردید حقیقت از هر جادویی قوی تر است .
    در ادامه دو انتقاد داشتم اول این که گاهی اوقات هدف وسیله را توجیه می کند . مثلا وقتی که دزد به خانه ما می آید یا کسی می خواهد چیزی از ما بدزدد در این مواقع که هدف ما دفاع از خود یا دیگران است می توانیم به طرف مقابل آسیب برسانیم و این هدف وسیله را توجیه می کند . دوم این که سرنوشت هر کس دست خودش نیست من می توانم این مطلب را با دو سوال توجیه کنم:
    1-آقا عماد تو چرا حضرت عیسی (ع) نیستی ؟
    2-آقا یاور تو چرا حضرت خزر (ع) نیستی؟
    در ادامه از از شما ممنونم که اجازه انتقاد دادید

    1. عماد

      با عرض سلام و تشکر از نظر شما
      خیلی خوش حالیم که مستندمون مورد پسندتون واقع شده
      خدمتتون عرض کنم که تو این بحث هدف و توجیه وسیله ، شما دزد که سحله جنگ و دفاع از میهن رو در نظر بگیر. خود هدف، دفاع از وطنه و لازمه که در مقابل دشمن ایستادگی بشه. به چه وسیله ای ؟ شهادت در راه خدا که یه جور معالمه اس با خدا…
      حالا بحث دزد باز هم شما هدفت دفاع از حق خودته، و در حقیقت شما در مقابل کسی ایستادی که خود اون ضخص هدفش ، وسیله اش رو توجیه کرده. مشکلش کجاس؟ مبحث یکم طولانی تر از این حرف هاس و ین بحث حرف ما نیست، یه جور مبحث دینیه.
      در مورد سرنوشت، نباید صفر و صدی نگاه کرد. ما هم سعی کردیم به طور غیر مستقیم این رو بیان کنیم، که یه چیزایی قسمته و غیر قابل تغییر و یه چیزایی دست خود شخص
      مثلا بنده حضرت عیسی (ع) نیستم چون هیچ کترلی روی مکان و زمان تولدم و … نداشتم، ولی میتونم تا جایی پیش برم و روی نفسم کنترل داشته و هدایتش کنم که به مقام عیسی (ع) هم برسم (در حقیقت معادل امروزیش میشه یار امام زمان (عج) بودن…) این دست خودمه.
      قطعا خودتون میدونین که قضیه معصومین از این بحث جداس. چون طبق درخواست پیامبر به اونها این مزیت بخشیده شده ولی
      حضرت عیسی (ع) یا حضرت خضر (ع) (من خودم دیکته ام افتضاحه ولی اون دریای خزره:) ) درسته که یه پیش زمینه ای داشتن ولی مطمئن باشین اون ها هم حق انتخاب داشتن، اون ها هم امتحان شدن، اون ها هم خیلی سختی کشیدن تا به اون مرحله رسیدن
      نمونه کاملا ملموسش حضرت عباس (ع) که معصوم نیستن…
      یا مثلا همسران پیامبر یا کسایی که همراه پیامبر توی جنگ ها هم شرکت میکن ولی بعدها در مقابل امام حسین (ع)…
      باز این قضیه هم بحثش طولانیه و یکم فکر کردن میطلبه
      امیدوارم قانع کننده بوده باشن
      التماس دعا
      یا حق

  5. احمد

    عرض سلام مجدد
    این مطالبی که شما گفتید دلیل بر این نمی شود که همیشه هدف وسیله را توجیه نمی کند . دامبلدور برای رسیدن به هدفش (که نابودی ولدمورت است) توجیهات زیادی (همان طور که خودتان اشاره کردید) . البته دامبلدور به هری حق انتخاب داده بود . اگر کتاب هری پاتر و محفل ققنوس جلد ۳ کتابسرای تندیس صفحه ۳۶۷ تا ۳۷۲ (فصل ۳۷) را مطالعه کنید خواهید دید که دامبلدر به هری می گوید که یکی باید بمیرد تا دیگری زنده بماند (یعنی هری یا باید قاتل باشد یا مقتول) هری می توانست آنجا قبول نکند و این بدین معناست که هری با میل خودش به جنگل ممنوعه رفت نه با تحمیل دامبلدور .
    درباره سرنوشت (ممنون از این که اشتباهم را یاد آوری کردی وگرنه تا آخر عمرم آن اشتباه را تکرار می کردم ) هم شما سوال من را توجیه نکردید . البته این سرنوشت هری بود که پسر برگزیده شود چون اگر ولدمورت سراغ نویل می رفت جای هری و نویل عوض می شد یعنی هری پسر دست و پا چلفت می شد و نویل پسر برگزیده . اگر نویل حق انتخاب داشت می خواست که ولدمورت سراغ وی برود تا او پسر برگزیده شود ولی این شرنوشتش نبود .
    بی صبرانه منتظر قسمت های بعدی شما هستم.

    1. عماد

      این که رفتن هری به جنگ و باقی قضایا به انتخاب خود هری بود یا اینکه مجبور شد این کار رو بکنه حرف دیگه ایه
      تمام اتفاقاتی که در اینباره برای هری می‌افتاد باعث و بانیش دامبلدور بود. مثلا چطور دامبلدور ققنوس رو فرستاد که تو قسمت دوم به هری در برابر تام ریدل کمک کنه ولی خودش نرفت؟
      از این امثال زیاد داریم و بحثش به خود داستان و نحوه برداشت مخاطب مربوطه…
      کلا اینکه میگیم هدف وسیله رو توجیه نمیکنه یعنی شما برای ادای یک حق (که به نظر خودت بزرگتر و مهمتره) نمیتونی یک حق دیگه رو زیر پا بگذاری
      اگه رفتن هری به زور دامبلدور برداشت شه میشه هدف توجیه وسیله
      ولی اگه برداشتتون اینه که خود هری رفته پس دیگه بحثی نیست
      التماس دعا
      یا علی

  6. احمد

    جدا از آن بحث هایی که شما در فصل یک – قسمت سوم داشتید . دامبلدور کامل ترین و خردمند ترین و مهم ترین شخصیت داستان (البته بعد از هری) بود. دامبلدور تمام تلاش خود را می کرد که هری را برای مقابله در برابر ولدمورت آماده کند و حتی تلاش می کرد او را به هر نوعی تربیت کند (به نوعی پدر او بود). در کتاب اول اگر دامبلدور نبود سنگ جادو به دست ولدمورت می افتاد (دامبلدور با آینه نفاق انگیز و قدرت هری توانست او را شکست دهد . البته این که چرا دامبلدور پیش هری در مقابله با کوییرل نبود این بود که دامبلدور از ورود هری و کوییرل به مخفی گاه سنگ جادو خبر نداشت). در کتاب دوم این که چرا دامبلدور خودش به دفاع از هری نرفت این بود که دامبلدور زندانی شده بود. در کتاب سوم اگر پیشنهاد دامبلدور به هرمیون نبود سیریوس نابود شده و کج منقار کشته شده بود. در کتاب چهارم اگر هوش دامبلدور نبود هری توست مودی قلابی کشته می شد. در کتاب پنجم اگر دامبلدور نبود هری توست ولدمورت کشته می شد. در کتاب ششم اگر دامبلدور نبود هری هیچگاه از وجود جانپیچ ها مطلع نمی شد و راز فانی شدن ولدمورت را هم نمی فهمید. و در نهایت باید گفت که دامبلدور باعث و بانی امور خیر بود.
    در ضمن شما درباره سرنوشت چیزی نگفتید.
    و در ادامه از شما ممنونم که اجازه نظر و انتقاد را به من حقیر دادید.
    منتظر قسمت های بعدی شما هستم.

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.